على محمدى خراسانى

456

شرح منطق مظفر (فارسى)

مربوط و از توابع آنها مىباشند ، عبارتند از دو امر : 1 . امورى كه مربوط به لفظ خطيب مىشود : منظور از اين امور عبارت است از شكل اداء كلمات و كيفيت تكلّم به آنها ، خطيب موفّق آن خطيبى است كه بتواند الفاظش را با اصوات و نبراتى ( زير و بم ، فراز و نشيب ، پستى و بلندى صدا ) كه متناسب با هدف او باشد ادا كند و بدين‌وسيله آن حالت انفعالى نفسانى خود را نشان دهد يا آن حالتى را كه بدان تظاهر مىكند ، وانمود كند و بايد متناسب با روحيات شنوندگان و متناسب با تأثيرى باشد كه مىخواهد در نفوس مستمعين ايجاد كند و الفاظ را با نغمه‌هاى متناسب با مراد و مقصود خويش القاء كند . مثلا در موضع خشم و شدت ، صدا را بلند و قوى كرده ، در مواضع لين و نرمى ، صدا را پايين بياورد ، گاهى به سرعت و مسلسل‌وار سخن بگويد و گاهى آهسته ، و با تأنّى و شمرده‌شمرده سخن بگويد ، گاهى با آواى حزين و گاهى با صداى شادىبخش و فرح‌زا و . . . كه بستگى به مقاصد و اهداف خطيب و انفعالات نفسانى او و مخاطبين دارد . سابقا در باب استدراجات گفتيم كه اين‌گونه امور داراى ضابطهء خاصى نيستند كه حتما مراعات شود بلكه موهبتى الهى است كه برخى افراد بطور طبيعى نغمه‌هاى خوش و انفعالات نفسانى را دارند كه با تمرين و كسب تجربيات سودمند آن امور صيقل و جلا پيدا مىكنند . بطوركلّى سزاوار است خطيب سخنانش را به‌گونه‌اى القاء كند كه حاكى از انقلاب درونى و جوش و خروش در جانش باشد كه نشانگر التهاب و اضطراب درونى او باشد و يا اين حالت را به خود گرفته و چنين وانمود كند . هم‌چنين به‌گونه‌اى سخن بگويد كه سخنانش تعبيركنندهء چيزى باشند كه او مىخواهد در جان‌هاى شنوندگان ايجاد كند ، و تعبيرات زبان گوياى اغراض و اهداف او باشند . چرا كه يك جمله بدون كم و زياد گاهى در مقام استفهام به كار مىرود ، مثل : جاء زيد ؟ و گاهى در مقام اخبار به كار مىرود ، مثل : « جاء زيد » و تفاوت به آهنگ و لهجه است نه به الفاظ و موّاد آن . شرط اساسى موفقيت خطيب آنست كه بتواند سخنى را با لهجه‌هاى مخصوص و نغمه‌هاى مناسب القاء كند و از ما في الضمير خويش تعبير كند تا بدين‌وسيله با روح و جان شنوندگان درهم‌آميخته و تا عمق جان آنان نفوذ كند ، با آنها احساسات و عواطف خويش را مبادله كند و دلها را بسوى خويش جلب و جذب كند . القاء كلام جامد و خشك ، انفعالات نفسانى شنونده را برنمىانگيزد ، در دلها و